محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

548

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آن‌كس كه از آزمايش‌ها و تجربه‌هاى خدادادى سودى نبرد ، از هيچ پند و اندرزى سود نخواهد برد و كوته‌فكرى دامنگير او خواهد شد تا آنجا كه بد را خوب و خوب را بد مىنگرد و همانا مردم دو دسته‌اند : گروهى پيرو شريعت و دين و برخى بدعت‌گزارند كه از طرف خدا دليلى از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و نورى از براهين حق ندارند . همانا خداوند سبحان كسى را به چيزى چون قرآن پند نداده است ، كه قرآن ريسمان استوار خدا و وسيله ايمنىبخش است . در قرآن بهار دل و چشمه‌هاى دانش است . براى قلب جلايى جز قرآن نتوان يافت ؛ به خصوص در جامعه‌اى كه بيداردلان در گذشته و غافلان و تغافل‌كنندگان حضور دارند . پس هرجا كه نيكى ديديد يارى كنيد و هرگاه چيز بد و ناروايى مشاهده كرديد ، دورى گزينيد ، زيرا پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله همواره مىفرمود : « اى فرزند آدم ، كار نيك را انجام ده و كار بد را واگذار . اگر چنين كنى در راه راست الهى قرار خواهى داشت . » واژه‌شناسى ضرّستموها : آن را به درستى و استوارى تجربه كرديد . الأصمّ : سخت و استوار . نيز به معناى لال مىآيد و در اين‌جا همين معنا موردنظر است . القاصد : ميانه‌رو . ساختار ادبى أوّل : صفت براى « عام » است . اين كلمه به دليل وصف بودن و داشتن وزن فعل ، غيرمنصرف است .